آمیتیسآمیتیس، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

فرشته کوچولوی ما

مسافرکوچولوی ما و تاسوعا

سلام عسل مامانی  خوبی دخملم ؟مامانی عاشقته عسلم دیشب رفتیم دیدن بابابزرگ(بابای من)آخه چندروزیه حالش بدشده فکرکنم دوباره عملش کنن  دخترم براش دعاکن حالش زودی خوب بشه هوا خیلی سرد بود من که یخ زدم فکرکنم توهم خیلی سردت شده بودآخه گوله شده بودی یه طرف  صبح که بیدارشدم انقدرگلودرد داشتم که صدام درنمی اومد فکرکنم حسابی سرماخوردیم آمیتیسم امروز تاسوعای حسینیه همه ی مردم  درحال عزاداری هستن  عزیزجون و نیوشا وخاله ندا هم رفتن حسینیه بااینکه حالم خوب نیست نمیتونستم تنهایی بمونم خونه اومدم مغازه باباجمشیدت و ازپشت شیشه هیات هایی که رد میشدن رو نگاه میکردم الان ساعت 16:10 دقیقه وماهنوز مغازه بابایم منم ازفرصت استفا...
14 آذر 1390

35 هفتگی وگپی با دخملم

خوشگل مامانی سلام امروز نوبت دکتر داشتیم خدارو شکر همه چی روبه راه ولی مامانی هنوز تحوع داره و همچنان قرص اندانسترون میخوره واقعا ازخوردن این همه قرص خسته شدم طی صحبتی که با خانم دکتر شد انشالله اگه خدابخواد و شما عجله نکنی واسه بیرون اومدن 1 دی پنجشنبه میریم بیمارستان یعنی فردا صبح شب یلدا. عزیزم تقریبا شما درحال حاضر35هفته و5روزته به امیدخدا19روز دیگه به دنیا میای .عسلم خیلی دلشوره دارم فکر میکنم توی این چندین ماه نتونستم اونطور که باید باهات ارتباط برقرار کنم یعنی وقت کافی نداشتم ولی این1ماه تمام تلاشم رو میکنم عسلم یه وقت هایی فکر میکنم وقتی با دخترم تنهام بدون هیچ کارو استرسی واقعا چقدر آرامش میگیرم و چه لذتی داره واین 9ماه انتظ...
11 آذر 1390

دیدن دوست های مامانی(2)

خووب خوشگل مامانی امروز پنجشنبه 10/09/90 سه تا از دوست های مامانی اومدن خونمون آخه میدونی اونایی که نی نی دار شدن میگن بعدا انقدر این جوجوها آدمو سرگرم میکنن دیگه فرصتی برای دیدو بازدید دوست ها نمیمونه الان بهترین موقع واسه یه گپ دوستانه اس. من-خاله نیلوفر-خاله الهه وپسرش امیرمهدی-خاله نازیلا عسل مامانم این 5تیکه خوشگلو الهه جون آوردن یه خرگوش ناز برای شما ویه شیرینی خوری برای مامان  نیلوفر جون آوردن نازیلا جونم یه سرویس قهوه خوری برای مامان آورده. دست همشون دردنکنه.   ...
11 آذر 1390

دیدن دوست های مامانی(1)

آمیتیس مامانی چهارشنبه 09/09/90 همکارها ودوست های من اومدن دیدنم خیلی دلم براشون تنگ شده دستشون دردنکنه دخملم خاله ها خیلی زحمت کشیدن آخه همگی مرخصی گرفته بودن هوا هم خیلی سرده آمیتیسم 2تا از خاله ها (خاله نسرین و خاله سارا ) هم مثل من توراهی دارند نی نی هردوتاشونم پسمله دیگه خیلی باید حواسمون رو جمع کنیم آخه ما دخمل داریم اتفاقا خاله سارا دیروز فهمیده نی نی توی دلش پسره یه عالمه زیاد بهش تبریک میگم. عسلم خاله ها خیلی زحمت کشیدن واست یه عالمه کادو های خوشگل آوردن هنوز به دنیا نیومدی کلی چیزهای خوشگل برات جمع شده عکس هاشون رو میزارم  که وقتی بزرگ شدی ببینی.چندعکس انداختم میزارم که ببینی. اونی که ازهمه چاقالوتره منم وسطی خاله نس...
11 آذر 1390

یه سرهمی خوشگل واسه دخملم

سلام عسل مامانی الهی قربونت لگدزدن هات بشم که نمیزاری مامان بخوابه.خیلی دوست دارم ببینم چه شکلی شدی خانم دکتر یه سونو سه بعدی نوشته برات که ٢٠آذر میریم فکرکنم حسابی بزرگ شدی و جات تنگ شده آخه باتکون خوردن هات دردم میاد. راستی خاله ندا یه سرهمی خوشگل برات بافته دستش دردنکنه.       ...
11 آذر 1390

وقت تنها بودن ما هم رسید

سلام عسل مامانی خیلی دوستت دارم  دخمله مامانی بالاخره من و تو هم استراحت میکنیم و قراره این ١ماه آخر رو کلی باهمدیگه خوش بگذرونیم مامانی مرخصی گرفته و تا٧ماه دیگه نمیرم سرکار امروز ازصبح دنبال کارهای بیمه و تاییدیه مرخصی بودم بارون شدیدی هم میاد تو وروجک مامان هم همش شیطونی میکردی و بالا و پایین میرفتی وازاونجایی که مامانی حسابی چاق شده شکمم همش ازچتر میموند بیرون ویکم بارون میخورد روت البته خیلی دلم برای همکارام ودوست هام (پارس آنلاین)تنگ میشه ولی واقعارفتن به سرکاربرام سخت شده میدونی چیه عسلم توی شرکت ٣تادیگه از همکارام هم تو دلشون نی نی دارن خیلی دلم تنگ شده براشون خاله سارا که هنوز معلون نیست نی نی دخترداره یا پسر خودش ع...
29 آبان 1390

سیسمونی آمیتیس مامان

   سلام دخمله نازم اگه بدونی مامانی چقدردوستت داره  اینهمه ه ه ه ه  آمیتیس خوشگلم دیگه اتاق شما حاضرشد ولی خیلی کوچولو وتنگه انشالله خونه بزرگترکه بریم بهترمیشه وسایلت رو چید. چندتا از لباس ها و وسایلتو میزارم که بعدا ببینی  نازملباس های دخترم       وسایل کمدت و اسباب بازی هات           پتوها و رخت خواب دخملم کهنه نم گیر-پیش بند-بالشت شیردهی و زیراندازتعویض و پیشبندهای یکبارمصرف لباس های خونگی دخملم &nbs...
29 آبان 1390